احمد مجاهد
مقدمه 8
جوحى ( فارسى )
عشق او دل و عقل مرا ربود و مرا مانند جحا مشهور ( رسوا ) و تصفيه كننده گردانيد . سومين كس كه از جحا نام مىبرد ، جاحظ متوفّاى 255 ه ، است . وى در دو جا از جحا ياد مىكند ، يكى در رسالهء بغال حكايتى از جحا آورده است كه در فصل « نوادر جحا در ادب عرب » ملاحظه خواهيد كرد ( نخستين حكايت ) ، و ديگر در رسالهء على و الحكمين ، در جايى كه نظر خود را دربارهء ابو موسى اشعرى بيان مىدارد ، او را در حماقت به جحا تشبيه مىكند : دهاء عمرو بن العاص و غباء أبى موسى الأشعرى « . . . أن أبا موسى كان أغبى العالمين و أعيا الأولين و الآخرين ، و أنّه فوق جهيزة فى سقوط الرأى ، و أسوأ حالا من دغة فى الرّقاعة ، و أكثر خطلا و أعجب خطأ و أغرب غلطا من جحا ، و أعيا لسانا من باقل « 1 » » . زيركى عمرو بن عاص و كودنى ابو موسى اشعرى « . . . ابوموسى كند فهمترين مردمان و درماندهترين اولين و آخرين بود ، و او بالاترين سبب در سقوط رأى بود ، و در احمقى بدتر از دغه « 2 » بود ، و در خطا كردن در سخن بيشتر ، و در اشتباه عجيبتر ، و در غلط غريبتر از جحا بود ، و درماندهتر از باقل « 3 » در گفتار بود .
--> ( 1 ) . رسائل جاحظ ، الرسائل السياسية ، رسالة فى الحكمين و تصويب أمير المؤمنين علىّ بن ابى طالب فى فعله ، ص 351 . ( 2 ) . دغه : لقب زنى گول و احمق از قبيلهء عجل كه در حماقت مثل است . او زن عمرو بن جندب بن عنبر بود . شوهرش او را طلاق داد . دغه مهر خود طلب كرد . شوهرش از پاى او خلخال بيرون آورد و به دستش داد . دغه خوشنود شد و رفت . ( 3 ) . باقل . عقد الفريد ، ج 6 ص 155 : مردى كه در عجز از سخن گفتن به او مثل زنند . گويند گوسفندى به يازده درهم خريد و در بغل گرفت . كسى از بهاى خريد آن پرسيد . او دستها از هم گشود و انگشتان بگشاد و زبان از دهان بيرون كرد تا بنمايد كه به يازده درهم خريده است . گوسفند در اين هنگام فرار كرد . از آن زمان اين مرد در حماقت و بله و كندزبانى مثل شد .